|
سلام.
سال نو بر همه دوستان مبارک . امید که این سالی با خیر و برکت و سرشار از شادی داشته باشید. ضمنا از همه دوستانی که لطف کردند و در این مدت نظر گذاشتندتشکر میکنم. متاسفانه به دلیل برخی مشکلات و محدودیت هااز این به بعد این وبلاگ در هاست شخصی به روز می شود. |
|
ما شیعیان بعضی وقت ها فکر می کنیم چون شیعه هستیم و شیعه هم دین برحق است، پس باید همیشه خدا برای ما راحتی و آسایش رو فراهم کنه؛ خوب به نظر ما باید بین اونی که حق و درست هست با اونی که باطل و نادرسته ، فرق باشه و حق همیشه در آسایش باشه!! اما به نظر من اینجا یک نکته ظریف هست و اون اینکه اگه راحتی و آسایش در حق بود و سختی و بلا در باطل برای ما آدم ها که بیشتر راحت طلبیم انتخاب حق کار سختی نبود، اونوقت کسی طرف باطل نمی رفت و حال آنکه این دنیا محل ابتلا و آزمایش ما آدم هاست بنابراین اگر کسی جانب حق رو بگیره درحالی که سختی و مشقت همیشه با اوست این انتخاب ، انتخابی قابل تقدیر است و ابتلا و آزمایش با این معنا که حق با سختی و بلا همراه باشد سازگاری بیشتری دارد. روایت زیر رابطه شیعه و سختی و بلا در راه خدا و دوستی اهل بیت (ع) را نشان می دهد: سعد ابن طرف گفت: در محضر امام باقر (ع) نشسته بودیم که جمیل ازرق از ره رسید و و وارد شد. همین که نشست از گرفتاری ها و مشکلات شیعیان و مصائبی که برآنها وارد می شود سخن به میان آوردیم . حضرت فرمودند: گروهی به محضر امام سجاد (ع) و عبدالله بن عباس رسیدند و به آنان ، از همین حوادثی که یاد کردید ، شکوه نمودند. آنان نیز خدمت امام حسین (ع) رسیدند و همان ها را بازگو کردند. پس حضرت فرمودند: « به خدا سوگند بلا و فقر و کشته شدن (در راه خدا ) به دوستداران ما شتابان تر است از دویدن اسبان بارکش وتندتر از سیلی که به « صِمر » خود سرازیر گشته است . » عرض کردیم « صِمر » چیست؟ فرمودند: نقطه پایانی ( و قرارگاه ) سیل است، و اگر شما ( محبین و شیعیان صمیمی ما ) ، در معرض ابتلائات قرار نمی گرفتید، می دیدیم که دیگر از ما ( که در راه خدا اهل بلاییم ) نیستید. » منبع : فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع) / 659 |
|
من و تو چقدر خدا را در حیطه زندگی شخصی مان می بینیم، چقدر در خلوت هایمان خدا را ناظر می بینیم؟ پشت نیت های درونی مان که کسی از آن با خبر نیست چقدر وجود کسی را می بینیم که عالم به پنهان و آشکار است؟ در روایت داریم که معصیت نکنید چرا که آنکه شاهد است خود حکم کننده است. اگر انسان در جلوی چشم قاضی جرمی را مرتکب شود به نظر شما می تواند آن را انکار کند؟ اما حکایت زیر در رابطه با مردی است که توان مقابله با گناهان را نداشت و جواب امام حسین(ع) به او که با پنج شرط می توانی گناه کنی! براستی آنچنان که حضرت امیر(ع) می فرمایند گناه نکردن بسی آسان تر از توبه کردن است همان چیزی که همه دانشمندان عالم به آن معتقدند و ما همه می دانیم یعنی : پیشگیری بهتر از درمان است. این منطقی است که هر خردمندی را وادار به تصدیق می کند، و اما روایت شده است که : شخصی آمد نزد امام حسین (ع) . گفت من فردی گنهکارم ، و توان مقابله با گناه هم در من نیست . پس مرا نصیحتی کن! حضرت فرمودند: پنج تا کار را انجام بده ، بعد هرچه می خواهی گناه کن!! 1- روزی خدا را نخور ، بعد هرچه می خواهی گناه کن. 2- از مملکت خدا بیرون رو ، بعد هرچه می خواهی گناه کن. 3- برو جایی که خدا تو را نبیند و بعد هرچه می خواهی گناه کن. 4- وقتی فرشته مرگ برای قبض روح به سراغت آمد ، او را از خود دور کن و بعد هرچه می خواهی گناه کن. 5- وقتی که مالک جهنم خواست تو را داخل آتش نماید ، پس داخل مشو و بعد هرچه می خواهی گناه کن. منبع: زبدة الاحادیث/ج1/ص32 |
|
شهر غزه از آن جهت که پدر بزرگ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در آن قرار دارد به آن “غزه هاشم” می گویند. مرقد آن شریف در مسجد السید هاشم در محله الدرج قرار دارد
این مسجد شامل صحنی سر باز با ۴ سایه بان است که سایبان سمت قبله از همه بزرگتر است و ضریح جناب هاشم بن عبد مناف ،جد پیامبر گرامی اسلام(ص) که در یک سفر تجاری به غزه ،درگذشته بود ، در اتاقی است که به سایبان غربی باز می شود. این مسجد به دست ممالیک ساخته شده و سلطان عبدالحمید در سال ۱۸۵۰ م مطابق با ۱۲۶۸ هجری قمری آنرا بازسازی کرد. ادامه مطلب |
|
تا حالا به این فکر کردی که چی رو خیلی دوست داری؟ اصلا تا حالا شده چیزی رو بخشیده باشی ؟ چه چیزی رو تا حالا بیشتر از همه بخشیدی؟ و اینکه شده که چیزی رو ببخشی که خیلی دوستش داشتی؟ واقعا دل بریدن از چیزی که آدم خیلی دوستش داره سخته و شاید بشه گفت برای کسانی مثل من غیر ممکن، اما می دونی سیره امام حسین (ع) در مورد چیزهایی که خیلی دوست می داشت چطور بود؟ باید یک بار بشینیم و فکر کنیم که واقعا دل بستن به چیزهایی که آدم ها دوست دارند چرا برامون سخته و چرا برای کسانی دیگر خیلی آسون. چرا بعضی انسان ها عزیزترین چیز یعنی زندگیشون رو به راحتی در راه عقیده شون فدا می کنند. البته بحث من فعلا در مادیات هست و فداکردن جان یک بحث معنوی است که روزی به این هم خواهیم پرداخت. ادامه مطلب روایتی است از سیره حسین (ع) در بخشش آنچه دوست می داشت.... امام حسین (ع) شِکر ، صدقه می داد . از او پرسیدند : چرا شِکر ؟!! فرمودند : « من شِکر را دوست دارم و خدای سبحان می فرمایند : شما هر گز به نیکی نمی رسید، مگر از آنچه دوست می دارید انفاق کنید . » |
|
« غــد یــر » در فصل خطر امـــیر را گم نکنید آن وسعت بی نظــــیر را گم نکنید تنها رهِ جنت از علــــــــی میگذرد ای همسفران غـــــد یر را گم نکنید ............ غــدیرآمد که گـــلپوشت نمودند علی جان بر سر دوشــت نمودند چه آمد بر سر آن شب پرستان که در غربت فراموشـت نمودند
عید سعید غدیر خم بر عالمیان مبارک باد. |
|
یک روز از خونه بیرون می آیی، سوار تاکسی که می شوی موقع بستن در، دسته آن کنده می شود و تو ساکت می مانی و مبهوت و از تاکسی پیاده می شوی. چند قدم که رفتی آثار وجداندرد در تو ظاهر می شود. با خودت می گویی ای کاش به راننده تاکسی گفته بودم، کمی دیگر که فکر می کنی می بینی پولی در جیب نداشتی اما نداشتن پول دلیلی نیست که بتواند مایه تسکین وجدان تو باشد. سر کلاس که می رسی به استاد سلام می کنی اما جوابی نمی شنوی، اعصابت به هم می ریزد غافل از اینکه شاید استاد سلامت را نشنیده باشد. برای آزمایش به اداره ای می روی، مسئول تست چون برای رفتن به خانه عجله دارد، بی آنکه تو را تست کند رد می کند،با مسئول بخش دعوایت می شود در حالی که حق با توست و همه حاضرین حق را از آن تو می دانند، تازه مدیر بخش می فهمد حق با توست اما برای اینکه کم نیاورد تو را به فردا حواله می دهد. چقدر خشم آدم شعله ور می شود وقتی حقش را بخورند. به خانه که می رسی می بینی 10 ساعت کار داری و 2 ساعت وقت. از شلوغی کارها دیگر روانپریشی گرفته ای. تازه این چهار مورد بود، بعضی ها مشکلاتشان بیش از این هاست ، خیلی بیشتر. در این عصر بوق و داد و فریاد و باند های 1000 وات و گوشی های هندزفری داری که صدای پلی فونیک دارند و.... دیگر درد اعصاب و روانپریشی درون امری عادی است. تو چقدر در این هیاهو با خدا حرف می زنی ؟ اصلا وقتش را داری؟ راستی خدا سالهاست تو را دعوت کرده به یادش. اگر می خواهی قلبی آرم داشته باشی........ الا بذکر الله تطمئن القلوب
|
|
دلم نیامد که برایت ننویسم. و چه راحت کلمات برای تو بر ذهنم جاری می شد. به سادگی باران. این چند خط را از من بپذیر....
سلام بانوی مهربان لحظه ها! تو در جاری عشق به دنبال کیمیای هستی به اقلیم محبت و صفا یعنی ایران آمدی، به شهری که تمام تقدسش را از تو به هدیه گرفت است به شهر قم آمدی اما رنج سفر تو را به آن لحظه دیدارِ «رضا»یت نرساند و برای همیشه ابدیت مهمان دل های این مردمان شدی تا درماندگان کوی یار مأمنی برای پایان دردهای دل خویش داشته باشند. امروز روز تولد توست مثل همیشه روزها که در آن جاری هستی. میلادت بر تمام پهنه هستی و بر آفریدگارت مبارک، که چه زیبا تو را در تابلوی هستی به تصویر کشید که اگر داستان لیلی و مجنون افسانه است، داستان زندگی تو حقیقتی زیبا و سرشار از عشق است با این تفاوت که اینجا لیلی به دنبال مجنون خویش است. ما این روزها را به استقبال شادی خواهیم رفت تا روز تولد مجنون محبت لیلی، میلاد امام عزیزمان رضا .
ضمیمه ها: ۳. عکس جدید از حرم حضرت معصومه و امام رضا علیهما السلام در وبلاگ جدید |
|
گفتم: «لعنت بر شيطان»! لبخند زد. پرسيدم: «چرا مي خندي؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام مي گيرد» پرسيدم: «مگر چه كرده ام؟» گفت: «مرا لعنت مي كني در حالي كه هيچ بدي در حق تو نكرده ام» با تعجب پرسيدم: «پس چرا زمين مي خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبي است كه آن را رام نكرده اي. نفس تو هنوز وحشي است؛ تو را زمين مي زند.» پرسيدم: «پس تو چه كاره اي؟» پاسخ داد: «هر وقت سواري آموختي، براي رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواري بياموز. در ضمن اين قدر مرا لعنت نكن!» گفتم: «پس حداقل به من بگو چگونه اسب نفسم را رام كنم؟» در حاليكه دور مي شد گفت: «من پيامبر نيستم جوان!...»* |
|
سلام بر تو ای بزرگ ترین ماه خدا و ای عید دوستان خدا ای برترین ماه در روزها و ساعت ها ای ماهی که آرزوها در آن (به اجابت) نزدیک است ای همنشینی که تا هستی احترام و بزرگداشتنت بزرگ است و چون می روی رفتنت دردآور ای همنشینی که در کنارت قلب ها نرم می گردد و گناهان کم چه بسیار است آزادشدگان خدا در تو درود بر تو که هیچ ماهی نتواند با تو همسنگ باشد خدایا با گذشتن این ماه از گناهان ما درگذر.... خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و مصیبت و اندوهمان را به رفتن ماه رمضان عوض ده و برای ما روز عید و روز گشودن روزه مان را مبارک گردان و آن را از بهترین روزهایی که بر ما گذشته است قرار ده. صحیفه سجادیه / بخشی از نیایش 45 عید سعید فطر بر همه دوستان مبارک .....
|








